یاد ایام

زندگی

زندگی  دفتری از خاطره هاست

خاطراتی  شیرین

خاطراتی  مغشوش

خاطراتی که ز تلخی رگ  جان  می گسلد

ما ز اقلیمی پاک

که بهشتش نامند

به چنین رهگذری  آمده ایم

گذری دنیا نام

که ز نامش پیداست

مایه پستی هاست

ما ز اقلیم ازل

ناشناسانه  بدین دیر خراب آمده ایم

چو یکی تشنه به دیدار سراب آمده ایم

ما در ان روز نخست

تک و تنها بودیم

خبری از زن و معشوقه و فرزند نبود

سخنی از پدر و مادر دلبند نبود

یکزمان دانستیم

پدر و مادر و معشوقه و فرزندی هست

خواهر و همسر دلبندی هست

 

زندگی  دفتری از خاطره هاست

خاطراتی که ز تلخی رگ  جان  میگسلد

لحظه یی  می آید

لحظه یی  محنت خیز

که شبی درد آلود

عاشق خسته دلی ناله غمناک کند

پیش  چشمی که از ان  گریه غم می ریزد

یار دلخواهش  را

در  دل  خاک  کند

یکزمان دانستیم

پدر و مادر و معشوقه و فرزندی هست

خواهر و همسر دلبندی هست

یکزمان می بینیم

پدر و مادر و معشوقه و فرزندی نیست

خواهر و همسر دلبندی نیست

ما همه همسفریم

کاروان میرود و میرود هسته براه

مقصدش سوی خداست

همه از سوی خدا آمده ایم

باز هم رهسپر کوی خداییم همه

ما همه همسفریم

لیک در راه سفر

غم و شادی به هم است

ساعتی در  ره این  دشت غریب

میرسد " راهروی خسته "  به " خرمکده " یی

لحظه یی در  دل این وادی پیر

 

میرسد " همسفری شاد " به "ماتمکده"یی

زندگی  دفتری از خاطره هاست

خاطراتی  شیرین

 

خاطراتی  مغشوش

خاطراتی که ز تلخی رگ  جان  میگسلد

یکنفر در شب کام

یکنفر در دل خاک

یکنفر همدم  خوشبختی هاست

یکنفر همسفر سختی هاست

چشم تا باز کنیم

عمرمان میگذرد

وز سر تخت مراد

پای بر تخته تابوت گذاریم همه

ما همه همسفریم

پدر خسته براه

مادر بخت سیاه

سوگواران  پسر و دختر تنها مانده

عاشقانی که ز هم دور شدند

دخترانی که چوگل پژمردند

کودکانی  که  به غربت زدگی

خفته در گور شدند

همگی  همسفریم

تا ببینیم کجا ،  باز کجا

چشممان  بار  دگر

سوی هم باز شود؟

در جهانی که در ان راه ندارد اندوه

زندگی با همه معنی خویش

از نو آغاز شود

زندگی  دفتری از خاطره هاست

خاطراتی  شیرین

خاطراتی  مغشوش

خاطراتی که ز تلخی رگ  جان  میگسلد

 

[ ۱۳٩٠/۱/۳ ] [ ۱٠:٥٥ ‎ق.ظ ] [ الهام ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By Weblog Skin :.
درباره وبلاگ

نويسندگان
صفحات اختصاصی
امکانات وب
مرجع کد آهنگ