یاد ایام

استادی لطیفه ای برای حضار تعریف کرد همه دیوانه وار خندیدند.

بعد از لحظه ای او دوباره همان لطیفه را گفت و تعداد کمتری از حضار خندیدند.

او مجدداً لطیفه را تکرار کرد تا اینکه دیگر کسی در جمعیت به آن لطیفه نخندید.

او لبخندی زد و گفت:

وقتی که نمی توانید بارها و بارها به لطیفه ای یکسان بخندید،

پس چرا بارها و بارها به گریه و افسوس خوردن در مورد مسئله ای مشابه ادامه می دهید؟

گذشته را فراموش کنید و به جلو نگاه کنید ..

[ ۱۳٩٢/٢/٧ ] [ ۱٠:٢۱ ‎ق.ظ ] [ الهام ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By Weblog Skin :.
درباره وبلاگ

نويسندگان
صفحات اختصاصی
امکانات وب
مرجع کد آهنگ