یاد ایام

روزی مردی داخل چاله ای افتادوبسیاردردش آمد ...

یک روحانی اورادیدوگفت :حتماگناهی انجام داده ای!

یک دانشمندعمق چاله و رطوبت خاک آنرااندازه گرفت!

یک روزنامه نگاردرمورددردهایش بااومصاحبه کرد!

یک یوگیست به اوگفت : این چاله وهمچنین دردت فقط درذهن توهستنددرواقعیت وجودندارند!!!

یک پزشک برای اودوقرص آسپرین پایین انداخت!

یک پرستارکنارچاله ایستادوبااوگریه کرد!

یک روانشناس او را تحریک کرد تا دلایلی راکه پدر و مادرش او را آماده افتادن به داخل چاله کرده بودند پیداکند!

یک تقویت کننده فکر او را نصیحت کرد که : خواستن توانستن است!

یک فرد خوشبین به او گفت : ممکن بود یکی ازپاهات روبشکنی!!!

سپس فرد بیسوادی گذشت ودست اوراگرفت واوراازچاله بیرون آورد...!

[ ۱۳٩٠/۱/۱٤ ] [ ۸:٤٠ ‎ب.ظ ] [ الهام ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By Weblog Skin :.
درباره وبلاگ

نويسندگان
صفحات اختصاصی
امکانات وب
مرجع کد آهنگ